پایان این داستان طولانی که نمی دونم کی رقم می خوره و اصلا نمی دونم چی میشه، دوحالت داره ؛یا من نجات پیدا می کنم و شاید کتابی نوشتم از آنچه که گذشت ! و یا راهی بیمارستان زارع میشوم و من و آرزوهای بزرگم همانجا محبوس می شویم ، درست مثل همینجا !