کاش می توانستم پیش از صحبت کردن بگویم که من هیچ نظری درباره چاقی و لاغری و رنگ مو و فلان و فلان ندارم. حتی هیچ علاقه ای به شنیدن اخبار دنیا به ویژه اخبار ناگوارش ندارم . 

این روزها گوارا بودن بزرگ ترین خدمتیست که می توان به دنیا کرد. اصلا شنیدن اینکه ترامپ چه کرد و روحانی چه ها کرد، چه به دردِ آدمها می خورد؟این دست بحث ها اگر قرار بود دردی را دوا کنند، تا به حال کرده بودند .

من همصحبتی می خواهم که به جای همه ی این حرفها از آسمان و نور و عشق و ابریشم و شعر سخن بگوید . از اینکه انسان چیست؟چه باید باشد؟چه شد که آنکه باید می بود نشد؟چه شد که آدمهای روزگار ما اینهمه بیمار شدند؟چه شد که هر روز کیفیت انسانها پایین می آید؟ و پس از پایان همه ی این حرفها متفق بشویم به هجرت از این دنیای شلوغ به سمت دنیای خلوت خودمان. دنیایی که هیچ پولی در آن وجود ندارد که به آدمها وزن بدهد. دنیایی که فریبی در آن نیست که قلبها را بیازارد. تنهایی نیست. کینه و تهمت نیست. ترس نیست . تنها نور است و مهر و آرامش و طنین  صدای خنده ی ما که به گوش افلاک می رسد و افلاکیان از شادی انسان شاد می شوند. و شاید خداوند لبخند بزند و بگوید: زمین به آنجا که باید می رسید، رسید .