لازم نیست  در رشته ی ادبیات فارسی درس خوانده باشید تا بتوانید سعدی بخوانید . همین که فارسی خواندن می دانید، کافیست .

از شعر لطیف سعدی نه عجب باشد که بلبلان مدهوش  گردند و آدمیان جامه بدرند و نعره زنان راه صحرا درپیش گیرند ...

اگه یادتون باشه تو تاریخ ادبیاتهای ادبیات دبیرستان از ویژگی های شعر ونثر سعدی به شیوایی و بلاغت اون اشاره کرده بود. اون وقتها من فکر می کردم این چند واژه همینجوری نوشته شده و ما باید حفظ کنیم که اگر سوال آمد؛ ویژگی شعر و نثر سعدی چیست؟ بنویسیم شیوایی و بلاغت. اما  بعدها که بیشتر به اشعار سعدی علاقه مند شدم، فهمیدم اون واژه هایی که تو کتاب می نوشتن  چقدر به جا و چقدر درست بود . اینکه در عین سادگی ، واژه ها در حریر نرم سخن پیچیده می شوند زیباترین  ویژگی شعر سعدی ست .

من چیز زیادی از ادبیات نمی دانم . فقط گاهی شعری می خوانم . اما اگر از من بپرسند شگفت انگیزترین شاعر که بوده خواهم گفت سعدی .. حتی شگفت انگیزتر از مولانا با آن همه مستی و آسمانی بودنش .. اینکه آدم هم عاشق باشد و هم عاقل ، اینکه از زمین به آسمان برود و باز به زمین برگردد همان چیزیست که یک انسان کامل باید داشته باشد . یک جورهایی پیامبرگونه می بینمش !

شعر سعدی آن شعری ست که به شما می آموزد در عین حال که در آسمانها سیر می کنید، چگونه روی زمین زندگی کنید .

اگر می شد در زمان سفر کرد، بی شک به زمان سعدی سفر می کردم و لحظه ای ازش دور نمی شدم ...


کاروانی شکر از مصر به شیراز آید،

اگر آن یار سفرکرده ی ما باز آید

هر چه در صورت عقل آید و در وهم و قیاس

آنکه محبوب منست از همه ممتاز آید


از این ساده تر و از این لطیف تر و زیباتر هم مگه میشه حرف زد ؟ نمیشه !