من همیشه فکر می کردم کمتر براساس ظاهر مردم قضاوت می کنم . اما خب بیشتر از اینکه واقعا چنین باشم ، دوست داشتم اینطور باشم !!!

سال دوم یا سوم دانشگاه بود که الهام (دوست دبیرستان ) ازدواج کرد و دوستای دبیرستان رو دعوت کرد خونشون . وقت دیدن عکس های مراسم عقد شد . تو یکی از عکس ها برادرش بود.برادرش دوره عمومی پزشکی رو تموم کرده بود . به نظرم اومد که در حد اعلای یک پزشک نیست !!! نمی دونم چرا ؟ شاید چون ظاهر ساده ای داشت و قیافه مغرور و اعتماد به نفس کاذب نداشت :|

اما الان وقتی تو بخش رزیدنت ماست ، می بینم که هم از نظر علم و هم از نظر اخلاق و ادب چقدر عالیه !! و راستش را بخواهید به وجود چنین هم شهری ای ! افتخار می کنم .

این وقت ها چقدر آدم از خودش و از قضاوت های غیرانسانی!! بی اساسش شرمنده و متنفر می شود !!