از بزرگترین حس های خوبی که هر انسان و بویژه یک مرد می تواند برای اطرافیانش بسازد ، حس امنیت است ! امنیت از حوادث بیرونی و از حوادث درونی ! 

امنیت از حوادث بیرونی با قدرت و صلابت و غیرت مرد محقق می شود و امنیت درونی با مهربانی و عطوفت !

زن اگر هم ظاهر و هم باطن ، همچون چشمه لطیف است ، مرد اما کوهی ست که چشمه ها از او می جوشد !! 

و پدربزرگ چنین بود . آنچنان مهربانی و عطوفتش عمیق بود که شک نداشتی در اوج اخم هایش هم از قلبش هزار هزار چشمه مهر می جوشد. و در همه حال امنیت کامل بود . مثل یک مرد واقعی ...

اما بعضی مردها حتی مهربانی هایشان هم پر است از حس ناامنی . چرا که تحجرشان بر مهربانیشان غلبه دارد .و خنده هایشان مانند امنیتی ست که قایق کوچک در میان دریای طوفانی به آدم می دهد . هر لحظه، هر ثانیه بیم در هم شکستن است !